ترنسدیک | دیکشنری تخصصی – حرف N

چطور برای مطالعه مقالات علمی برنامه‌ریزی کنیم؟

ترنسدیک، دیکشنری تخصصی اصطلاحات علمی، فنی و عمومی

کلمه فنی، اصطلاح تخصصی یا اصطلاحات و ضرب المثل های عمومی مورد نظر را به فارسی و انگلیسی در ترنسدیک، دیکشنری تخصصی جستجو کنید!

واژگان و اصطلاحات فنی - تخصصی یا ضرب المثل مورد نظر در این صفحه را در کادر جستجوی بالا وارد کنید و سپس بر روی دکمه Find کلیک کنید.

با چنگ و دندان جنگیدن ، با تمام قوا جنگیدن :

To fight tooth and nail (e.g. They fought tooth and nail.)

پول چیزی را فورا پرداختن ، همان دم پرداخت کردن :

To pay on the nail.

باعث کوتاهی عمر خود شدن ، بر تابوت خود میخ کوبیدن (با انجام کاری عمر خود را کوتاه کردن) :

A nail in one’s coffin (e.g. Smoking too much cigarette was a nail in his coffin.).

حق مطلب را ادا کردن ، توضیح کامل دادن:

To hit the right nail on the head (e.g. He hit exactly the right nail on the head.) .

نیرومند و تندرست ، دارای عضلات آهنین :

as hard as nails (e.g. his muscles were as hard as nails.).

سرسخت و بدون توجه به نظرات دیگران :

To be as tough as nails (e.g. She was a tough as nails toward others.)

با کوبیدن میخ محکم کردن :

To nail something down.

جعبه ای را محکم میخکوب کردن :

To nail up a box.

سر حرف خود ایستادن / حرف خود را به کرسی نشاندن :

To nail ones colors to the mast.

(به دروغ) از خود حرف در آوردن :

To nail a lie to the counter (e.e. He nailed that lie to the counter.).

کسی را وادار به وفای عهد کردن :

To nail a person down to his promise (e.g. i nailed him down to his promise.).

با میخ محکم کردن :

to fix with a nail.

میخ زدن ، میخ کوبیدن :

To drive the nail (e.g. Hit with the hammer and drive the nail into it.)

سوزنی باید کز پای دراری خاری :

One nail drives another.

.

نظرات کاربران : 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

مقالات مرتبط

divider
فهرست