ترنسدیک | دیکشنری تخصصی – حرف B

چطور برای مطالعه مقالات علمی برنامه‌ریزی کنیم؟

واژه یا اصطلاح مورد نظر را در کادر جستجوی بالا وارد کنید و سپس بر روی دکمه Find کلیک کنید.

راهنمای ترنسدیک، دیکشنری تخصصی دوزبانه

کلمه فنی، اصطلاح تخصصی یا اصطلاحات عمومی مورد نظرتان را به فارسی و انگلیسی در ترنسدیک ، دیکشنری تخصصی سایت ایرنتکام جستجو کنید!

اشخاص ساده لوح:

Babes in the woods (e.g. He was like a babe in the woods when he first came to New York.)

شخص بی تجربه:

A babe in the ways of the world. (e.g. He is just a babe in the ways of the world.)

دو روز پیش:

Two days back.

به پشت خوابیدن:

To lie on one’s back (e.g. He was lying on his back.)

کمر همت بستن:

To put one’s back into something  (e.g. She put her back into her dreams.)

کمر کسی را شکستن (کنایه از بیچاره کردن):

To break a person’s back

در تنگنا افتادن، در مضیقه قرار داشتن، در مشکلات گیر افتادن:

With one’s back to the wall (e.g. I felt trapped, frustrated, with my back to the wall.)

مریض بستری بودن:

To be on one’s back (e.g. He is on his back.)

پشت به کسی کردن، از کسی رو بر تافتن:

To turn one’s back on [up] someone (e.g. She turned her back on me.)

در غیاب کسی، پشت سر کسی:

Behind someone’s back. (e.g. They did awful things behind my back.)

خودنایی نکردن، گوشه عزلت گزیدن:

To take a back seat (e.g. She always took a back seat and never flaunted her wealth.)

در پشتِ، در عقبِ:

At [in] the back of (e.g. They sat in the back of the lorry.)

نظرات کاربران : 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

مقالات مرتبط

divider
فهرست