• jalil beyramzad - سفارش پارافریز انگلیسی در حال انجام می باشد. - ( ۹ آذر ۱۳۹۶ ۱۷:۲۹:۴۸ )
  • سعید سعیدی - سفارش پارافریز انگلیسی شما بررسی شده و منتظر پیش پرداخت می باشد - ( ۳ ارد ۱۳۹۷ ۰۷:۳۹:۴۶ )
  • مصطفی پارسائی - سفارش ترجمه فیلمنامه به انگلیسی در حال انجام می باشد. - ( ۱۵ فرو ۱۳۹۷ ۱۹:۱۲:۱۵ )
  • h hasannejad - سفارش پارافریز انگلیسی شما ثبت شد. به زودی توسط اپراتور بررسی خواهد شد - ( ۸ فرو ۱۳۹۷ ۱۲:۰۳:۴۱ )
  • اطلاعات تماس
    021-44425713
  • پست الکترونیک
    support@irnetcom.com
ترجمه تخصصی و فنی

ترجمه تخصصی و فنی ، مداقه ای در توسعه تاریخی مطالعات ترجمه- بخش اول

ترجمه تخصصی و فنی همواره در گذر زمان بخش بسیار پرکار مباحث نظری ترجمه بوده است. منطق معمول هنگام پرداختن به این نوع ترجمه این است که ادبیات به معنای اخص کلمه متضمّن پیچیدگی های خلاقانه زبان است و مترجم را ملزم به بازگشایی مجدد این پیچیدگی ها به روشی خلاقانه می کند، در حالی که ترجمه تخصصی و فنی فقط به نوع گفتمانی می پردازد که واژگانی یکنواخت و معادل های از پیش آماده ای دارند و سَبک نگارش نیز ساده و راحت است. به عبارت دیگر، هر کسی که دانش منطقی زبان و سطح بالای دانش فنی یا تخصصی داشته باشد، می تواند مترجم متن تخصصی خوبی باشد یا متن فنی خوبی بنویسید؛ حال آنکه در زمینه ادبیات، افراد بسیار معدودی می توانند حتی به زبان مادری خودشان شعر بگویند یا داستان بنویسند-همین مساله در مورد ترجمه نیز صدق می کند. بنابراین، ترجمه ادبی (از جمله انجیل) همیشه نیاز به تفکر جدی داشته است، در حالی که ترجمه تخصصی فقط نیاز به افراد فنی دارد که واژگان یک رشته فنی یا چندین رشته فنی را به خوبی بشناسند.

مولفان کلاسیکی که مطالبی درباره ترجمه ادبیات نوشته اند، مانند آنچه از شلرماخر نقل شده حتی از دادن لقب مترجم به کسانی که متون غیرادبی یا بسیار تخصصی علمی را ترجمه می کنند امتناع می ورزند، که دقیقاً خط سنتی تفکر در این باره را نشان می دهد.

برای درک این نوع از ملاحظات نیازی نیست به قرن نوزدهم متوسل شویم. فیلسوف اسپانیایی، ارتگا گاست در سال ۱۹۳۷ نوشت که ترجمه تخصصی و فنی، امکان پذیر است (در حالی که ترجمه متون ادبی، غیرممکن است)، چون متون فنی به زبان طبیعی نوشته نشده اند، بلکه خودشان نوعی ترجمه به زبانی کم و بیش ساختگی هستند؛ که منظور وی از این زبان ساختگی، واژگان فنی است که در گذر زمان با توسعه فناوری خلق می شوند. دایره المعارف مهم بریتانیکا (۱۹۷۴: ۲۲) در مدخل خود درباره ترجمه می گوید که فقط یک نوع ترجمه وجود دارد که در آن، نسخه ترجمه می تواند به اندازه نسخه اصلی خوب باشد و آن ترجمه متون تخصصی و فنی است. اگر این بحث را پوچ بدانیم، حداقل می توانیم بگوییم که در ترجمه متون ادبی، ترجمه از سطحی بسیار نازل تر از متن اصلی برخوردار است. به عبارت دیگر، ترجمه متون ادبی به معنای واقعی و درست کلمه وجود ندارد. 

در واقع، بحث درباره ترجمه به صورت سنتی و علاوه بر سایر موارد (فرانکو اکسلا، ۲۰۰۱)، فقط با وسواس در باره میزان یگانگی درونی متن ترجمه (با متن مبدا) مشخص می شود. و این هم تنها در باره ترجمه انجیل و آثار مولفان بزرگ کلاسیک مصداق پیدا می کند. بقیه متون صرفا مکانیکی تلقی می شوند که در فعالیت ثانویه ای همچون ترجمه بسختی می توان گفت که اصولا ارزش بررسی عمقی را داشته باشد.

مطابق با این عقیده، و حتی حالا که یونسکو خواستار آن شده است که مترجمان در هنگام ترجمه مقاله همواره نام خود را در پای ترجمه تخصصی و فنی ذکر کنند، شاهدیم که نام مترجم متون تخصصی و فنی به ندرت در گوشه ای از کار منتشر شده آنها دیده می شود، مخصوصا در مجلات علمی. این حقیقت، فرضیه فعالیت مکانیکی را تقویت می کند و موقعیت مترجم را در ترجمه تخصصی و فنی تا حد یک کار پشتیبانی فنی صرف پایین می آورد، یعنی یک آینه زبانشناختی صرف، بدون اینکه تاثیر خاصی بر محتوا، چشم انداز و تاثیر متن منتشر شده داشته باشد، با این توجیه که آنها (مترجمان تخصصی و فنی) در ترجمه مقاله ای که به آنان واگذار می شود فقط بر دایره واژگان متون تخصصی و فنی تسلط دارند.

نکته متناقض این است که عکس این مساله در مورد پرداخت حق الزحمه آنها وجود دارد؛ ترجمه تخصصی و فنی دستمزد بیشتری نسبت به ترجمه ادبی دارد. اکنون بحثی که کم و بیش به صراحت مطرح شده (که مستقیماً از قانون عرضه و تقاضا گرفته شده است) این است که افراد بسیار اندکی هستند که در حین ترجمه مقاله اعم از تخصصی یا فنی می توانند یک موضوعات تخصصی و فنی پیچیده محتوای آنها را درک کنند، در حالی که (تقریبا) همه قادر به درک متون ادبی و حتی ترجمه آنها هستند. با این وجود، به نظر می رسد زمانه به کندی در تغییر است (دست کم در نیمه دوم قرن بیستم) و می توان برخی محققان و دست اندرکاران را یافت که تلاش می کنند بیشتر به پیچیدگی نقش مترجم در ترجمه مقاله و متون تخصصی و فنی بپردازند، تا این که تناقض اشکار فوق الذکر را درنظر بگیرند. مثلا، جومپلت (۱۹۶۱: ۳۵) معتقد است: (برای مطالعه بخش دوم این مقاله اینجا کلیک کنید). 

نویسنده: فرانکو ایکسلا خاویز (۲۰۰۴)؛ گروه مطالعات انگلیسی، دانشگاه آلیکانته (اسپانیا)-

ترجمه: ایرنتکام، واحد ترجمه تخصصی

منبع: ISIpapers.com